الهی...

الهی،به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده!

الهی،راز دل را نهفتن دشواراست و گفتن دشوار تر.

الهی،چگونه خاموش باشم که دل در جوش وخروش است،و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است

الهی،ما همه بیچاره ایمو تنها تو جاره ای،وما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای.

الهی،از پای تا فرقم،در نور تو غرقم.

الهی،وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم!

الهی،چون تو حاضری چه جویم،وچون تو ناظری چه گویم.

الهی،چگونه بگویم نشناختمت که شناختمت،وچگونه بگویم شناختمت که نشناختمت.

الهی،ما را یارای دیدن خورشید نیست،دم از دیدار یار خورشید آفرین چون زنیم؟!

چند الهی از کتاب الهی نامه ی آیت الله حسن زاده آملی

/ 2 نظر / 4 بازدید