در سکوت شب

خویشاوندان امام که از پانزده سالگی با ایشان بودند،می گفتند:از پانزده سالگی ایشان که ما در خمین بودیم،آقا یک چراغ موشی کوچک می گرفتند و می رفتند به یک قسنت دیگر که هیچ کس بیدار نشود و نماز شب می خواندند.

خانم می گوید:تا حالا نشده که من از نماز شب ایشان بیدار شوم،چون چراغ را مطلقا روشن نمی کردند.نه چراغ اتاق را روشن می کردند،نه چراغ راهرو را و نه حتی چراغ دستشویی را.برای اینکه کسی بیدار نشود هنگام وضوی نماز شب،یک ابر زیر شیر می گذاشتند که آب چکه نکند و صدای آن کسی را بیدار نکند.

/ 0 نظر / 4 بازدید